مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

467

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

از اميران فرعون زينتها و زيورها را به عنوان غنيمتى به عاريت گرفت كه آن را نقل دادند و چون خارج شدند خداوند دختران دوشيزه را مرگ داد و از هر مردى از ايشان دوشيزه‌اى مرد و ايشان بدين كارها مشغول بودند تا اينكه بنى اسرائيل دور شدند و فرعون در پى ايشان بيرون آمد و در فوج پسين سپاه او صد هزار اسب سياه بود علاوه بر رنگها و نشانهاى ديگر و علاوه بر آنها كه در مقدمهء لشكر يا در دو سوى آن بودند . هنگامى كه موسى با عصاى خود بر دريا زد تا بنى اسرائيل بگذرند ايشان از وارد شدن به دريا سر باز زدند تا اينكه دوازده طاق براى ايشان قرار داد براى هر سبطى طاقى جداگانه ، و به يك ديگر مىنگريستند . گويند جبرئيل سوار بر ماديانى آمد ، در پيشاپيش فرعون ، و فرعون بر اسبى نر سوار بود و جبرئيل اسب خود را به درون آب برد و اسب فرعون بوى او را شنيد و در پى او رفت و چون به خيزاب درآمد غرق شد و در آن هنگام كه غرق مىشد انگشت سبّابه‌اش را به شهادت بلند كرد و گفت : « ايمان آوردم به كسى كه نيست خدايى جز او كه بنى اسرائيل به دو ايمان آوردند » ( 10 : 90 ) . آنگاه جبرئيل اندكى از شن و ماسه‌هاى دريا در دهان وى كرد . علاوه بر داستانهاى بسيار كه در ميان عامهء مردم شهرت فراوانى دارد ، كه نه هيچ پيامبرى به مانند آن وصف شده است و نه هيچ امتى . در روايت آمده كه از بنى اسرائيل بسيار سخن گفته شده و هيچ اعتراضى هم نيست . و راه آنچه ما ياد كرديم ، همان راه معجزات انبياست و علت در تمام آنها يكى است و دليل هم يكى . جز اينكه فقط مسائل صحيح و درست آن قابل اعتماد است . اما كسى كه از فرط نادانى ، از همراهى با عقايد مردم سر باز مىزند ، او از دو حال بيرون نيست ، يا به صراحت منكر معجزات است و يا به گونه‌اى منحول و زشت آنها را تأويل مىكند . و ديدم بعضى از چنين افراد را كه مىپنداشت فرو بردن عصاى موسى عصاهاى ايشان را پيروز شدن دليل اوست بر دلايل ايشان . همچنين روشنايى دست و برجوشيدن آب از سنگ و زنده شدن هفتاد تن پس از مرگ ، همه و همه مثالى است براى رسيدن ايشان به دانايى ، در راهى كه جستجو مىكردند بعد از اينكه در جهل مرده بودند . از بعضى از ايشان شنيدم كه مىگفت : موسى يك شاخه از دريا را به سوى فرعون و همراهان او فرستاد و ايشان در منزلگاه خود هلاك شدند همچنان كه قرامطه با ابن ابى الساج كردند . و در اين گفتار خود تخليط وساوس بسيارى مىكرد و خداى داناتر است . اين قصه‌ها به صورت مفصل و كامل در كتاب معانى القرآن تفسير شده با تمام وجوه و اعراب آن و معانى و اختلاف مردم دربارهء آن . از اين روى در اينجا از آنها مىگذريم .